تاج الدين احمد وزير

178

بياض تاج الدين احمد وزير ( فارسى )

مترشّح است آوازه لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ « 1 » ، فتى عاش فى معروفة بعد موته كما كان بعد السّيل مجراه مرتعا در أثنا [ ى ] آن حال فرط اخلاص طبيعت و حالت « 2 » صدق عقيدت كه مقدّمات آن در خدمت فلان تلبيه يافته است سلسلهء داعيه ارادت نگارنده نقش اين بيرنگ و طرازندهء ديبا [ ى ] أرتنگ درجنبانيد بر صوب « 3 » آنكه آن را ديباچه‌ى بيت ماده تركيب كند و آن مدح و نسيب را تشبيهى در قلم گيرد هرچند اين ارادت چون غنچه به ضيق صد سال و چون سوسن لا يَنْطَلِقُ لِسانِي « 4 » . تو فرض كن كه چو سوسن همه زبان گردم * كجا ز عهده [ عهد ] تو ز آن شوم آزاد أمّا زبان به تضرع رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي « 5 » برگشاد و دست نياز به التماس وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي « 6 » برداشت تا به مراد يَسِّرْ لِي أَمْرِي « 7 » رسيد . بحلقه كه سر زلف يار بگشايد * زمانه را و مرا هر دو كار بگشايد و در احرام كعبه اين عزيمت و التماس معدلت حريمت حجّ را * 146 * قرين عمره كرد و شعرى را قران نثره داد يعنى ذَهَبَ عَنْ إِبْراهِيمَ الرَّوْعُ وَ جاءَتْهُ الْبُشْرى « 8 » « فلم أدر بأيّهما أسرّ بفتح خيبر أم بقدوم جعفر » « 9 » . روزى نگر كه طوطى طبعم بر لبت * بر بوى پسته آمد و بر شكر افتاد نفاثات سحر را با كلمات سحبان وائل در يك سلك كشيده و در تقاصير « 10 » خيرات حسان را با جواهر منظوم سحبان و حسان تلقين كرده أعنى مرسلهء درّ و لخلخهء عطر درى

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سوره نور ( 24 ) آيه 55 . ( 2 ) حالة . ( 3 ) حوب . ( 4 ) قرآن كريم سوره الشعرا ( 26 ) برگرفته از آيه 13 . ( 5 ) قرآن كريم ، سوره طه ( 20 ) آيه 25 . ( 6 ) قرآن كريم ، سوره طه ( 20 ) آيه 27 . ( 7 ) قرآن كريم ، سوره طه ( 20 ) آيه 26 . ( 8 ) قرآن كريم ، سوره هود ( 11 ) آيه 74 . ( 9 ) حديث از پيامبر گرامى اسلام ( ص ) است . ( 10 ) در متن اصلى تقاصير آمده است .